نامه یک پسر سیاهپوست به دوست سفیدپوستش
وقتی به دنیا آمدم سیاه بودم وقتی بزرگترشدم بازهم سیاه بودم وقتی جلوی آفتاب میروم بازهم سیاهم وقتی میترسم هم سیاهم وقتی سردمه یا مریضم بازهم سیاهم حتی وقتی هم که بمیرم بازهم سیاه خواهم بود ..
و توای دوست سفید من !
وقتی به دنیا آمدی صورتی بودی وقتی بزرگ شدی سفید شدی وقتی جلوآفتاب میری قرمز میشی وقتی میترسی زرد میشی وقتی مریضی سبزمیشی وقتی هم که بمیری خاکستری میشی !
ومن هرگز نفهمیدم که چرا تومرا رنگین پوست خطاب میکنی...
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳ ب.ظ توسط عاطفه کرمخانی
|
سلام به دوستایی که از وب ما دیدن میکنن،چه اونایی که پزشکی میخونن چه اونایی که غیر پزشکی اند .