بدون شرح....





این گونه به زندگی نگاه کن...

گاه می رویم تا برسیم.
کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...

 

بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...

گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی!

بزرگی می گفت تصمیم نگیر!
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است


 

گاه حتی لازم است بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی،
ببینی كه ورای باورهایت چیست؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟

گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

 

و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:
سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...
آیا ارزشش را داشت؟

 

سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی كه باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنكه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد.
یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنكه تصور می كردی خودت و عمرت ارزش دارد

آنتراکت

عذر خواهی همیشه بدان معنا نیست که تو اشتباه کرده‌ای و حق با آن دیگری است.

گاهی عذر خواهی بدان معناست که آن رابطه بیش از غرورت برایت ارزش دارد.‎

کشف راز رابطه نبوغ و اختلالات روانی

در تحقيقات صورت گرفته بر روي نوجوانان 16 ساله سوئدي مشخص شده است كه افراد باهوش بيشتر در معرض ابتلا به اختلالات رواني قرار دارند.

تاكنون تحقيقات زيادي در خصوص رابطه ميان نبوغ و ديوانگي صورت گرفته كه نشان مي دهد، افراد باهوش بيشتر در معرض اختلالات دوقطبي و اسكيزوفرني قرار دارند.

اين ايده توسط گروهي از دانشمندان كه همگي به نوعي از اختلالات رواني رنج مي برند، مورد بررسي قرار گرفته است.

دانشمندان با شركت در نمايشگاه و فستيوال جهاني علوم در نيويورك، 20 تحقيق صورت گرفته در خصوص رابطه نبوغ و ديوانگي را مورد بحث قرار دادند.

«كاي ردفيلد جميسون» از محققان دانشكده پزشكي جان هاپكينز كه از اختلال دوقطبي رنج مي برد، تأكيد مي كند: تست هاي هوش كه با حضور نوجوانان 16 ساله سوئدي انجام شد، نشان مي دهد كه كودكان باهوش بيشتر در معرض ابتلا به اختلالات رواني قرار دارند.

«جميسون» خاطر نشان مي كند: افرادي كه در 16 سالگي از نبوغ و استعداد بالايي برخوردار هستند، چهار برابر ساير افراد به اختلالات دو قطبي گرفتار مي شوند.

اين محقق كه از اوايل جواني مبتلا به اختلال دوقطبي شده است، تمام زندگي خود را وقف تحقيق و نگارش در خصوص اين بيماري كرده است.

تحقيقات قبلي نشان مي دهد، ژن DARPP-32‌ عامل ارتباطي نبوغ و ديوانگي است. سه چهارم مردم نوعي از اين ژن را به ارث برده اند كه باعث افزايش توانايي ذهن براي قدرت تفكر و پردازش اطلاعات در ناحيه كورتكس پريفرونتال مغز مي شود.

اختلالات دوقطبي و اسكيزوفرني در ارتباط تنگاتنگ با نبوغ و خلاقيت قرار دارند، اما اكنون محققان با اين پرسش مواجه هستند كه نقش محيط در ابتلاي فرد به بيماريهاي رواني تا چه حد است؟

«ونسان ون گوگ» نقاش سرشناس هلندي و «جك كرواك» نويسنده كانادايي از جمله افراد نابغه با رفتارهاي خود مخرب محسوب مي شوند؛ همچنين «جان نش» برنده جايزه نوبل رياضي كه فيلم ذهن زيبا (A Beautiful Mind) نيز در خصوص زندگي وي ساخته شده است، از بيماري اسكيزوفرني رنج مي برد.

جملات زیبا

چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند،

اما خدا را نمی شناسند، بواسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند...

اهدای زندگی...









شاید روزی فرا برسد که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای

که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است

و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است

و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه

زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید.

بگذارید آن را بستر زندگی بنامم .

بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.


.................................................



چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب ، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که ازقلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند وکمکش کنید تا زنده بماند ونوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند ودخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند. اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند …


ادامه نوشته

آنچه باقیست فقط خوبیهاست ...






زندگی دفتری از خاطره هاست؛
یك نفر در دل شب، یك نفر در دل خاك،
یك نفر همدم خوشبختی هاست
یك نفر همسفر سختی هاست، 
چشم تا باز كنیم
عمرمان می گذرد، ما همه رهگذریم؛

آنچه باقیست فقط خوبیهاست ...








چرا یک دانشجو نمیتواند درس بخواند؟

سال ۳۶۵ روز است در حالی که:

ادامه نوشته

چرا باید کرم ضد آفتاب مصرف کنیم؟

nejm عکس جالبی منتشر کرده است که نشان می‌دهد نور خورشید چه اثرات می‌تواند روی پوست داشته باشد.

مرد ۶۹ ساله‌ای با شرح حال ضخیم شدن تدریجی پوست و چین و چروک حوردن پوست در سمت چپ صورتش به پزشک مراجعه کرده بود.

این مرد ۲۸ سال راننده خودروی بارکش بود و برخورد یک طرفه نور خورشید به سمت چپ صورتش باعث شد، به تدریج این تغییرات در پوست صورتش ایجاد بشود.این عکس می‌تواند شما را متقاعد کند که محافظت پوست بدن از نور خورشید با استفاده از کرم‌های ضد آفتاب، محدود کردن مواجهه یا استفاده از کلاه‌های لبه‌دار چه میزان اهمیت دارد.در مورد این بیمار خاص تشخیص سندرم Favre–Racouchot که سندرمی است که ناشی از آسیب پوست بدن با نور است که درماتوهیلوز هم خوانده می‌شود.

آنتراکت

دلم گرم خداونديست


که با دستان من گندم براي ياکريم خانه ميريزد


چه بخشنده خداي عاشقي دارم


که مي خواند مرا باآنکه ميداند گنه کارم


دلم گرم است و ميدانم بدون لطف او تنهاي تنهايم


برايت من خدا را آرزو دارم...