“ادورانت” Edurant به عنوان نخستین داروی «ایدز» تایید شد

سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) ، شیوه درمانی جدیدی را تایید کرد که برای درمان HIV به کار می رود.  این دارو را شرکت جانسون و جانسون تولید کرده و آن را “ادورانت” Edurant نامیده است.

این دارو که با ترکیبی از دیگر داروها تجویز می شود برای درمان آن دسته از افرادی به کار می رود که به تازگی به ویروس ایدز مبتلا شده اند.

ادورانت که بوسیله شرکت Tibotec Therapeutic مستقر در نیوجرسی آمریکا ساخته شده است، به مهار تکثیر ویروس کمک می‌کند و جزئی از گروهی از داروها به نام “مهارکننده‌های غیرنوکلئوتیدی ترانس‌کریپتاز معکوس” است.

این دارو اولین دارویی است که در سه سال گذشته برای درمان ویروس HIV از سوی موسسه غذا و دارو تایید شده است. البته این نکته نیز گفته شده که هیچ کدام از داروها نمی تواند HIV را درمان کند و مبتلایان، آن ها را به صورت روزانه برای آسایش زندگی مصرف می کنند.

سازمان غذا و داروی آمریکا یک داروی جدید، به نام ادورانت (Edurant)، را برای ترکیب با سایر داروهای ضدرتروویروسی موجود در بازار برای مقابله با ویروس ایدز (HIV)مورد تایید قرار داد.
سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)اعلام کرد این قرص روزی یک بار به همراه غذا مصرف می‌شود.

ادوارد کاکس، رئیس اداره فراورده‌های ضدمیکروبی در مرکز پژوهش و ارزیابی دارویی FDA گفت: “بیماران ممکن است به صورت‌های متفاوت به داروهای ضد HIV گوناگون پاسخ می‌دهند یا عوارض جانبی گوناگونی را تجربه می‌کنند.

به گفته او با تایید ادورانت گزینه درمانی جدیدی برای بیمارانی که درمان ضد HIV آنها شروع می‌شود، در اختیار قرار خواهد گرفت.

این تایید پس از کارآزمایی بالینی مرحله II و III درباره این دارو انجام می‌شود که نشان داد بیمارانی که پیش از این درمان ضدویروس دریافت نکرده‌اند، در صورتی داروی ادورانت را به همراه سایر داروهای ضدویروسی دریافت کنند، میزان بار ویروسی آنها ۸۳ درصد کاهش پیدا می‌کند.

عوارض جانبی این دارو شامل افسردگی، بیخوابی، سردرد و دانه‌های پوستی است.

تماشای طولانی مدت تلویزیون،افزایش احتمال بروز بیماری های دیابت، مشکلات قلبی و مرگ زود هنگام

تماشای طولانی مدت تلویزیون، احتمال بروز بیماری های دیابت، مشکلات قلبی و مرگ زود هنگام را افزایش می دهد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند بررسی های آنان نشان می دهد تماشای تلویزیون بیشتر از دو ساعت در روز، خطر ابتلا به دیابت نوع دوم و بیماری های قلبی عروقی را افزایش می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  طراحی بدن انسان به نحوی است که باید حرکت کند نه اینکه مدت زمان طولانی بنشیند. اما تغییرات تکنولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی بدین معنی است که مردم به اندازه سابق ماهیچه هایشان را حرکت نمی دهند.

دانشمندان دانشگاه هاروارد آمریکا  با بررسی دوباره نتایج برخی مطالعات چهل سال اخیر اعلام کردند، خطر ابتلا به دیابت نوع دوم در این افراد سیزده درصد، بیماری های قلبی عروقی پانزده درصد و خطر بروز مرگ ناگهای به همه دلایل به میزان سیزده درصد افزایش نشان می دهد.

برآورد می شود بالغ بر دویست و هشتاد میلیون نفر از مردم جهان،‌ یعنی شش ممیز چهار دهم درصد از جمعیت جهان به دیابت مبتلا هستند.

دیابت یا مرض قند بر اثر نقص در ترشح یا نبود هورمون انسولین ایجاد می شود.

این هورمون از غده بزرگی در داخل بدن به نام لوزالمعده یا پانکراس ترشح می شود و وظیفه کنترل قند خون را بر عهده دارد.

دیابت نوع دوم که شایعترین نوع دیابت است معمولا در سنین میان سالی و به علت عواملی همچون چاقی ایجاد می شود.
بدیهی است که رژیم غذایی، نقشی مهم در تداوم روند بیماری یاد شده ایفا می کند.

در صورتی که بیماران دیابتی، فعالیت ورزشی مناسب و رژیم غذایی خوبی داشته باشند می توانند تا حد زیادی ، روند بیماری خود را کنترل کنند و در واقع قند خون را در حد مناسبی ثابت نگاه دارند.

میزان طبیعی قند خون ، کمتر از ۱۲۶ میلی گرم در دسی لیتر خون است و در صورتی که کسی در سه آزمایش ، عددی بیشتر از این رقم را نشان دهد در واقع مبتلا به دیابت محسوب می شود.

در مراحل اولیه ابتلا به بیماری دیابت نوع دوم می توان با مصرف قرص ، قند خون را کنترل کرد ولی در صورتی که بیماری فرد کنترل نشود ، مجبور به استفاده از انسولین خواهد بود.

انسولین نیز به صورت تزریق زیر جلدی مصرف می شود و در صورت تزریق نشدن به موقع یا بیش از حد ، عواقب ناگواری متوجه بیمار خواهد شد.

حتی اگر افراد وزن مناسبی داشته باشند نشستن طولانی مدت همچنان تاثیر منفی بر میزان قند و چربی خون انها دارد.

نتایج این تحقیق در شماره اخیر نشریه انجمن پزشکی امریکا منتشر شده است .

مقاله ای که برنده ی پولیتزر شد،بیماری مرموز پسربچه ی چشم آبی (2)

در نیمه ماه نوامبر سال ۲۰۰۹، زمانی که نیکلاس دیگر پنج ساله شده بود و می‌توانست به مدرسه برود و بازی بکند و بخورد، دکتر مایر با آمیلین تماس گرفت و به او اطلاع داد که توانسته‌اند جهش ژنی یا موتاسیون را بیایند.

نکته تازه‌ای که مایر به اطلاع آمیلین رساند این بود که این نقص ژنتیکی علاوه بر اینکه مشکل روده‌ای برای نیکلاس ایجاد می‌کند، باعث ضعف ایمنی در برابر ویروسی به نام اپشتین بار Epstein-Barr هم می‌شود. همین ضعف ایمنی باعث می‌شود، که بیماران قبل از ده سالگی فوت کنند. تنها درمان این مشکل دوم، پیوند مغز استخوان است. این بیماری دوم به اختصار XLP نامیده می‌شود.

چند روز بعد، آمیلین، دیموک را ملاقات کرد. او جریان را بار دیگر توضیح داد. او به آمیلین گفت که پیوند مغز استخوان نیکلاس ضروری است. اما پیش از آن باید پزشکان بررسی می‌کردند که آیا خود آمیلین جهش ژنتیکی را داشته و به فرزندش منتقل کرده است یا اینکه جهش در هنگام ایجاد سلول تخم رخ داده است.


در دسامبر ۲۰۰۹، بیماری نیکلاس عود کرد. او لاغر و بیحال شد، این نگرانی به وجود آمد که نکند نیکلاس مبتلا به آنفلوآنزای خوکی یا بیماری مونونوکلئوز شده باشد. معلوم شد که قسمت آخر روده کوچک نیکلاس-ایلئوم- پر از زخم و چرک شده است، چیزی که این احتمال را به وجود می‌آورد که نیکلاس دیگر نتواند در زندگی‌اش چیزی بخورد.


در همین زمان دانشمندان با انجام دو آزمایش مهم، مطمئن شدند که جهش ژنی که یافته‌اند، عامل بیماری نیکلاس است. آنها از کشف خود هیجان‌زده شدند. آنها امید داشتند در عرض پنج سال، کار منحصر به فردی که در مورد نیکلاس انجام دادند، معمول‌تر شود و بتوان به جای ۷۵ هزار دلار هزینه، فقط با یک هزار دلار این کار را انجام داد.

در ابتدای سال ۲۰۱۰، آزمایشاتی که روی DNA آمیلین انجام شده بود، نشان دادند که او حاوی همان جهش ژنتیکی است که پسرش دارد، منتها از آنجایی که آمیلین مثل همه زن‌ها دو کروموزم X دارد، ژن سالم روی کروموزم X دیگر، اثرات جهش ژنتیکی را می‌پوشاند و به همین خاطر او مثل پسرش مبتلا به بیماری نشده است. مردها یک کروموزم X دارند، بنابراین اگر جهش ژنتیکی‌اش روی یک کروموزم X‌داشته باشند، مبتلا به بیماری می‌شوند.

برای درمان ضعف ایمنی در برابر ویروس اپشتین بار یا همان بیماری XLP ، باید پیوند مغز استخوان انجام می‌شد، این بیماری فقط یک نفر از هر یک میلیون نفر را درگیر می‌کند. پزشکان نمی‌دانستند که با پیوند مغز استخوان، بیماری روده‌ای نیکلاس هم، بهبود پیدا می‌کند یا نه.

در جریان پیوند مغز استخوان باید نخست سیستم ایمنی با استفاده از داروهای شیمی درمانی به صورت کامل از بین برود و سیستم ایمنی جدیدی جایگزین شود. در مدتی که طول می‌کشید، سیستم ایمنی جدید فعال شود، بدن نیکلاس ممکن بود به هر عفونتی مبتلا شود. بنابراین هم بیماری و هم درمان بیماری او، می‌توانستند به حیات‌اش خاتمه بدهند.

 

ادامه نوشته

مقاله ای که برنده ی پولیتزر شد, بیماری مرموز پسربچه چشم آبی

سلام به دکترای فردا

این پست یک داستان خیلی جالب از تلاش های یک تیم پزشکی از سراسر دنیا، یک مادر، یک پدر و زندگی یک کودک ۴ ساله است. گرچه خیلی طولانیست ولی واقعا ارزش خوندن رو داره و البته یک درس مهم برای همه ی پزشک ها.با خواندن این مقاله بیش از هر زمان دیگر هر پزشکی متقاعد می‌شود که شاید در دوران طبابت‌اش، روزی جلوه‌ای از دانش ژنتیک و پزشکی مولکولی را در کار روتین خود مشاهده کند.

مقاله، خصوصا اگر خوصله داشته باشید و نسخه مشروح اصلی‌اش را بخوانید، حال و هوای یک فیلم تریلر را دارد، با تعلیق‌ها و لحظات غم و شادی، امیدهت و ناامیدی‌ها. باور به پیروزی و شوق برای انجام غیرممکن، در جای جای این مقاله از رفتار شخصیت‌های اصلی نمودار است، حال و هوایی که آدم آرزو می‌کند، ای کاش در پژوهشکده‌ها و محیط‌های درمانی، شاهد آن بود.

در عین حال تلاش و عشق یک مادر در جریان مبارزه برای شفای فرزندش، بسیار تأثیرگذار است، مادری که فقط عشق ندارد و عشق مادری را با دانایی و شکیبایی درهم آمیخته تا به فرزندش کمک کند، مادری که پانصد صفحه به صورت آنلاین در مورد فرزندش نوشته است، نوشته‌هایی که در ترغیب پزشکان برای نجات فرزندش بسیار تأثیرگذار بودند.

 

آلن مایر -یک پزشک متخصص اطفال- در بامداد یک روز شنبه ماه ژوئن، در نظر داشت ایمیلی‌ای به یکی از همکارانش بنویسد و او را ترغیب به استفاده از یک فناوری نو و در عین حال گران کند، او تصور می‌کرد که به این وسیله، گامی به سوی ساختن آینده پزشکی و شاید کمک به نجات جان یک پسر کوچک بیمار، برخواهد داشت. او این ایمیل را به هووارد جاکوب، رئیس مرکز ژنتیک انسانی و مولکولی در دانشکده پزشکی ویسکانسین نوشت.


دکتر مایر در کنار نیکلاس

بیماری که او در نظر داشت جانش را نجان بدهد، نیکلاس ولکر، نام داشت، یک پسربچه چهارساله چشم‌آبی که عاشق بتمن و بازی با تفنگ آب‌پران و خوردن کباب -البته در مواقع نادری که مجبور نبود لوله تغذیه را تحمل کند- بود.

در واقع، غذا آرزو و در حین حال کابوس نیکلاس کوچک به حساب می‌آمد. در سال ۲۰۰۷ او با وزن بسیار کم، بازوهای استخوانی و شکم متورم با ظاهری شبیه آدم‌های قحطی‌زده، به بیمارستان اطفال ویسکانسین آورده شد. وقتی او غذا می‌خورد، منفذهایی بین روده و پوست‌اش باز می‌شد و مدفوع از روده بزرگش به بیرون نشت می‌کرد.

دو سال بود که او مبتلا به بیماری مرموزی شده بود که باعث شده بود ۱۰۰ بار به اتاق عمل برود. دردهای روده‌ای او آن قدر شدید بودند که او از مادرش درخواست می‌کرد که برایش دعا کند. جراحان روده بزرگ او را برداشته بودند، روده‌ای که با زخم‌های زرد رنگ، تغییر رنگ داده بود.

بیماری نیکلاس، بیرحم بود، مایر و دیگر پزشکان، پیش از این، بیماری شبیه او ندیده بودند، در میلیون‌ها مقاله و متن پزشکی هم بیماری شبیه نیکلاس، توصیف نشده بود.

اما مایر، پزشک ۴۴ساله‌ای که زمینه تحصیلی در ژنتیک هم داشت و خودش صاحب دو فرزند بود، نمی‌توانست در قبال بیماری نیکلاس بی‌تفاوت باشد، او به این فکر افتاده بود که از طریق دانش ژنتیک به نیکلاس کمک کند.

او در ایمیل‌اش به دوست همکارش، هووارد جاکوب نوشت که تصور می‌کند نیکلاس یک نقص ژنتیکی دارد و بیماری او یک بیماری کاملا جدید باشد. او از دوست‌اش خواست که ترتیبی دهد تا ژن‌های نیکلاس برای پیدا کردن این نقص احتمالی مورد بررسی قرار بگیرند و نقشه‌برداری شوند.

مایر در نظر داشت که این نقص ژنتیکی خاص را، که اصطلاحا موتاسیون یا جهش ژنی نامیده می‌شود، مثل پیدا کردن سوزنی در یک انبار کاه، با جستجو در میان ۲۱ هزار ژن نیکلاس پیدا کند، اقدام بسیار دشواری که البته هیچ تضمینی هم وجود نداشت که بتوان راهی برای برطرف کردن نقص ژنتیکی و درمان نیکلاس، از طریق آن برداشت.

در واقع، درخواست دکتر مایر، تنها برای نجات یک انسان نبود. درست است که نیکلاس بیماری نادری داشت و شاید بیش از چند نفر دیگر در دنیا، بیماری مشابه او را نداشتند، اما اگر می‌شد از طریق ژنتیک به نیکلاس کمک کرد، امیدهایی برای استفاده از این تکنیک در مورد سایر بیماری‌های نادر ارثی زنده می‌شد. بیماری‌های ارثی، روی هم رفته، ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر آمریکایی یعنی یک نفر از هر ده نفر را گرفتار کرده‌اند.

کاری که دکتر مایر در صدد انجامش بود، از جهت دیگری هم مهم و برجسته بود. تا پیش از این فناوری سکانس کردن ژنوم تنها برای کارهای تحقیقاتی استفاده می‌شد و کمتر روی استفاده از این فناوری در مورد یک شخص به خصوص تأکید می‌شد. تنها استفاده شخصی از این فناوری، پیدا کردن جهش‌های ژنتیکی در یک شخص به منظور پیشبینی بیماری‌های خطرناکی بود که وی احتمال داشت در آینده به آنها مبتلا شود، بیماری‌هایی مثل هانتینگتون.

اما مایر دوست داشت که از ژنتیک نه به منظور پیشبینی یک بیماری، بلکه برای پیدا کردن علت ژنتیکی یک بیماری موجود استفاده کند، او می‌خواست برای اولین بار پزشکی ژنتیکی را «شخصی» کند، چیزی که اصطلاحا personalized genomic medicine نامیده می‌شود.


برای ادامه روایت این داستان، دکتر آلن مایر را ترک می‌کنیم و به نزد هووارد جاکوب می‌رویم:

جاکوب، دو دهه از عمرش را صرف این کرده بود که ژنتیک را از دانشی مختص آزمایشگاه‌های تحقیقاتی به بیمارستان‌ها بیاورد. رؤیای او این بود که روزی پزشکان یتوانند به آسانی DNA‌ هر کس را بخوانند تا از این طریق متوجه مشکلات پزشکی‌اش بشوند و راه‌هایی برای غلبه کردن بر این نقص‌های ژنتیکی پیدا کنند.

اما این آرزو، به نظر جاکوب، بسیار دور از دسترس می‌نمود، منتهای خوشبینی او این بود که شاید بشود تا سال ۲۰۱۴ ژنتیک را در بالین مورد استفاده قرار داد.

۶۰ سال پیش، جیمز واتسون و فرانسیس کریک، DNA، این مارپیچ دوگانه حیات را کشف کردند، بعد از دو دهه، سه دانشمند به نام‌های والتر گیلبرت، آلن مگزام و فرد سنژر، شیوه‌های برای خواندن اطلاعات DNA را پیدا کردند. چهار حرف کتاب DNA که با استفاده از آنها از جملات و پاراگراف‌های حیات موجوات نوشته می‌شود، عبارتند از آدنین، گوانین، سیتوزین و تیمین، نام‌های چهار باز آلی سازنده مولکول DNA.
اما خواندن کتاب حیات، مستلزم صرف وقت بسیار زیادی بود، سرانجام ده سال پیش پروژه بزرگ ژنوم انسان، به پایان رسید و با به پایان رسیدن مطالعه کل جملات و پاراگراف‌های پنهان در DNA، کل کتاب حیات بشر خوانده شد.

پیشرفت فناوری باعث شده است که هزینه سکانس کردن ژنوم بسیار پایین بیاید. در پروژه ژنوم انسان، حدود دویست ماشین ویژه با صرف ۶۰۰ میلیون دلار هزینه و ۷ سال وقت، این کار بزرگ را انجام دادند، اما الان با هزینه‌ای بسیار کمتر و با استفاده از تنها یک ماشین، ظرف چند ماه می‌شود ژنوم را نقشه‌برداری کرد.

جاکوب، بعد از خواندن نامه همکارش و مطلع شدن از شرایط سخت نیکلاس، متوجه شد که نیکلاس اصلا تا سال ۲۰۱۴، وقت ندارد. در انتهای ایمیلی‌ای که مایر برای جاکوب فرستاده به مقاله‌ آنلاین‌ای لینک داده شده بود که مادر نیکلاس در مورد وضعیت سخت فرزندش، نوشته بود. این مقاله جاکوب را که خود دو فرزند کوچک داشت، بسیار تحت تأثیر قرار داد.


اما نیکلاس داستان ما که بود و چه شد که بیمار شد؟

نیکلاس در ۲۶ اکتبر سال ۲۰۰۴، به دنیا آمد. مادر او آمیلین نام دارد که خانه‌دار است و پدرش -شان- یک مهندس الکترونیک است. این پدر و مادر، بعد از سه فرزند دختر به آرزویشان که داشتن یک فرزند پسر بود، رسیده بودند.

تا دو سال، نیکلاس، سالم بود، تنها مشکل او این بود که از خوردن هر چیز، جز شیر مادر امتناع می‌کرد و به همین خاطر رشدش کم شده بود. اما آمیلین، مدت کوتاهی قبل از دومین سال تولد نیکلاس، متوجه آبسه کوچکی روی مقعد پسرش شد. پزشکان آنتی‌بیوتیک تجویز کردند و آبسه سرباز کرد و در محل‌اش دو حفره نمودار شد.

با اینکه به نظر نمی‌رسید، پزشکان در ابتدا نگران این مسئله باشند، اما آمیلین متوجه شد که در این میان چیزی درست به نظر نمی‌رسد. آمیلین در خانواده‌ای بزرگ شده بود که پر از پزشک بود: پدر، نامادری، دو برادر و همسرانشان و همچنین خواهر و همسر خواهرش، همگی پزشک بودند و به این خاطر آمیلین به میزانی شم پزشکی داشت.

حدس او قریب به یقین شد: دو حفره به هم متصل شدند و سوراخ بزرگ‌تری ایجاد کردند که مدفوع از طریق آن نشت می‌کرد.

به همین خاطر آزمایشاتی انجام شد، اما هیچ یک به تشخیصی منتهی نشدند، این آزمایشان تنها نشان دادند که نیکلاس چه بیماری‌های ندارد و هیچ یک بیماری خاصی را مطرح نکردند....

حتما ادامه ی مطلب رو بخونید

 

ادامه نوشته

درگذشت آلبرت اینشتین

در هفدهم آوریل سال ۱۹۵۵، به دنبال پارگی آنوریسم آئورت شکمی، اینشتین دچار خونریزی داخلی شد. پیش از این واقعه، در سال ۱۹۴۸، دکتر رودولف نیسن، یک نوبت آنوریسم او را مورد عمل جراحی قرار داده بود. او در این روز مشغول آماده کردن پیش‌نویس یک سخنرانی تلویزیونی بود، اواین پیش‌نویس را به بیمارستان برد ولی آنقدر زنده نماند که تکمیلش کند. اینشتین، اجازه نداد مورد جراحی قرار بگیرد و گفت: «من می‌خواهم وقتی که بخواهم، بمیرم. زنده ماندن، به صورت مصنوعی، کج‌سلیقگی است. من سهمم را انجام داده‌ام، وقت رفتن است. می‌خواهم مرگ را با ظرافت، تجربه کنم.»

اینشتین، صبح روز بعد در بیمارستان پرینستون درگذشت، در ۷۶ سالگی درگذشت. جسدش سوزانیده شده و خاکسترش در اطراف محوطه انستیتوی مطالعات پیشرفته در پرینستون، پخش شد.

در جریان اتوپسی اینشتین، آسیب‌شناسی به نام توماس هاروی، مغز اینشتین را برداشت و بدون اجازه خانوده‌اش، ترتیب نگهداری و جلوگیری از فساد آن را داد. او امیدوار بود که دانش عصب‌شناسی در آینده بتواند، راز نبوغ اینشتین را کشف کند.

لایف، در سالگرد مرگ اینشتین، یک سری عکس اختصاصی و قبلا دیده‌نشده، منتشر کرده است.

عکاس، نمی‌تواند تأیید کند که در عکسی که همان روز از دکتر هاروی گرفته، او مشغول کار و برش روی مغز اینشتین است یا نه!

دلایل گرفتگی عضلات بدن و پیشگیری از آن

 

گرفتگی عضلانی زمانی روی می دهد که عضله دچار اسپاسم شده و در آن حالت باقی بماند. این حالت توسط هر عاملی که در انقباض یا ارتجاع عضله دخالت دارد رخ می دهد. مغز از طریق اعصاب ، پیام هایی به عضلات می فرستد ، وقتی سیگنالها از اعصاب به عضلات می رسند یک سری فرایند مرتبط به حرکت مواد معدنی در داخل و خارج عضله ، منجر به انقباض عضله می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  جریان الکتریکی به علت تفاوت غلظت مواد معدنی در دو طرف غشاء سلول برقرار می شود.در بدن انسان هر ماده معدنی ، یک یا دو بار الکتریکی دارد.جمع جبری باز مواد معدنی باید در داخل و خارج سلولها برابر باشد.اگر هر گونه تفاوتی موجود باشد ، جریان الکتریکی در طول عضله برقرار می گردد.سدیم و کلسیم در ابتدا در خارج سلولهای عضلاتی قرار دارند و پتاسیم در داخل این سلولها است.

هنگامی که پیام از مغز به عضله می رسد، کلسیم به داخل سلولهای عضلانی و پتاسیم به خارج از آنها حرکت می کند.

این عمل منجر به یک فعالیت الکتریکی در طول عضله می شود که موجب انقباض عضله نیز می گردد.سپس هنگامی که بارهای الکتریکی نسبت به هم متعادل شوند از عضله رفع انقباض می شود.برای عمل طبیعی انقباض و ارتجاع عضلات نیاز به مقادیر کافی چربی و قند و اکسیژن است تا این مواد را تجزیه کنند. همچنین به غلظت کافی مواد معدنی سلولی هم نیاز است.

بدون در نظر گرفتن عامل ایجاد کننده ، درمان گرفتگی ها یکسان است.چنین عضله ای را باید توسط یک دست کشیده و به طور متناوب با دست دیگر آن را ماساژ داد.

دلایل گرفتگی عضلات
استفاده بیش از حد از عضلات، کم‌آبی بدن، فشار عضلانی یا قرارگیری در وضعیتی خاص برای مدتی طولانی هر کدام می‌توانند سبب گرفتگی عضلات شوند. به همین دلیل ورزشکارانی که پس از ورزش و بخصوص در آب و هوای گرم خسته شده و دچار کم‌آبی بدن می‌شوند، معمولا چنین شرایطی را تجربه خواهند کرد.

یکی دیگر از انواع شایع گرفتگی عضلات نیز حالتی است که در طول شب رخ داده و بیشتر عضلات ساق پا و انگشتان را درگیر می‌کند.

البته در بیشتر شرایط علت اصلی گرفتگی عضله مشخص نیست. گرفتگی عضلات اغلب مشکل خاصی نداشته و خطری ایجاد نمی‌کند اما در برخی موارد نیز بیماری‌ها و شرایط خاصی می‌توانند سبب ایجاد این حالت باشند. گرفتگی عضلانی گاهی بخشی از بیماری‌های تیروئید، کلیه، اعصاب، اختلالات هورمونی، دیابت و کم‌خونی نیز می‌تواند باشد.

بهبود و پیشگیری
چنانچه شما هم با چنین مشکلی رو به رو هستید، با اقداماتی خاص می‌توانید آن را بهبود بخشیده و شرایط بهتری ایجاد کنید. در این شرایط عضله آسیب‌دیده را کشش داده و به آرامی آن را مالش دهید تا آرام شود. بنابراین کشش و ماساژ مناسب و آرام می‌تواند به شما در این شرایط کمک کند.

در این شرایط می‌توانید از گرما یا سرما نیز استفاده کنید. به عنوان مثال حوله‌ای گرم یا یک حمام آب گرم یا بسته‌ای یخ می‌تواند به آرام شدن عضله کمک کند.

برای این‌که از بروز این حالت پیشگیری کنید، بهتر است دقت داشته باشید تا بدنتان با کم‌آبی روبه‌رو نشود. به همین دلیل هر روز به مقدار کافی آب بنوشید و در زمان‌هایی که مشغول فعالیت هستید و این کار را در فواصل منظم تکرار کنید تا مشکلی ایجاد نشود.

حتما به خاطر داشته باشید که قبل و بعد از هر ورزشی، عضله خود را به‌آرامی کشش دهید. اگر شما هنگام خواب دچار این وضعیت می‌شوید، قبل از رفتن به رختخواب این کشش‌ها را انجام دهید. ورزش سبک قبل از خواب هم می‌تواند برای پیشگیری از این وضعیت مفید باشد.

گرفتگی عضلانی در هنگام شروع ورزش

این مشکل معمولاً مربوط به عدم تعادل مواد معدنی است مثلا:

کاهش یا افزایش کلسیم ، سدیم و یا پتاسیم مقادیر غیر طبیعی این مواد در خون منجر به انقباض عضله و جلوگیری از بازگشت آن به حالت اول است.

برای تشخیص مقادیر غیر طبیعی این مواد آزمایش خون انجام می گیرد. گرفتگی هایی که به هنگام شروع ورزش رخ می دهد ، می تواند به علت کم کاری تیروئید یا عدم توانایی عضله جهت تجزیه قند باشد. آزمایش آدرنالین خون برای بررسی عملکرد تیروئید انجام می شود. همچنین به منظور اطلاع از عملکرد عضله می توان از بیوپسی عضله استفاده نمود.

مقادیر غیر طبیعی مواد معدنی معمولاً نشانه نوعی بیماری در بدن است.مقدار کم پتاسیم می تواند به علت استفراغ ، مصرف مدرهای استروئید و شیرین بیان ، اسهال یا بیماریهایی که بر جذب و نگهداری پتاسیم موثرند ، باشد.در صورت تشخیص کمبود منیزیوم ، حتماً باید یک بررسی کامل درباره علت این نقصان انجام داد. مقدار کم یا زیاد کلسیم در خون هیچگاه نمی باشد.

در صورت وجود کلسیم غیر طبیعی در بدن باید به بیماریهای روده ، کلیه یا غدد پاراتیروئید شک کرد.همچنین با مصرف بیش از حد ویتامین D نیز مقادیر غیر طبیعی کلسیم مشاهده می شود.

مقدار کم نمک ( سدیم ) در خون از علل نادر گرفتگی عضلانی است.برنامه غذایی روزانه حاوی مقدار نمک کافی است و احتمال کمی وجود دارد که فرد دچار فقر سدیم شود.

به عنوان مثال: در صورت ورزش شدید برای چندین ساعت در هوای گرم بدن به ۳۰۰۰ میلی گرم نمک احتیاج دارد. اگر فردی در هنگام مصرف غذا از اضافه کردن نمک خودداری کند و غذای او نیز بی نمک باشد. با این وجود میزان نمک دریافتی وی ۳۰۰۰ میلی گرم در روز می باشد.

گرفتگی های عضلانی در ابتدای فعالیت عضلانی

دلیل مهم در این حالت ناکافی بودن جریان خون در عضله می باشد.در هنگام استراحت ، قطر شریانها برای رساندن خون کافی به عضلات مناسب است.در جریان ورزش عضلات به مقدار بیشتری خون پراکسیژن نیاز دارند. اگر قطر شریانها برای رساندن این مقدار خون به حد کافی نباشد ، عضله به علت کمبود اکسیژن دچار گرفتگی می شود.

گرفتگی های عضلانی پس از فعالیت شدید ورزشی

از دست دادن آب بدن مهمترین عامل چنین گرفتگی هایی است.در فعالیت طولانی مدت ، در هوای گرم مقدار زیادی مایعات از بدن دفع می شود.در این حالت حجم خون کاهش یافته و مقدار کافی خون برای رساندن اکسیژن به کلیه عضلات در حال ورزش وجود ندارد.در نتیجه عضلات در حال فعالیت ، خون کافی دریافت کرده و به سمت اسپاسم پیش می روند.

با نوشیدن آب قبل از فعالیت و هر ۱۵ دقیقه یک بار در حین فعالیت می توان از بروز چنین گرفتگی هایی پیشگیری نمود.

گرفتگی های عضلانی در هنگام خواب

گرفتگی عضلانی در هنگام خواب ، معمولاً به علت فشردگی یک عصب یا رفلکس خاص عضلانی – تلزونی بوجود می آید.اگر در هنگام خواب فرد غلت بزند، ممکن است که عصبی تحت فشار قرار گیرد، در این هنگام یک پیام از محل فشردگی آغاز و به عضله مربوط به آن امتداد می یابد. در این هنگام عضله درست شبیه به هنگامی که پیام از مغز به سوی آن بیاید منقبض می شود.علت دوم این حالت ، تشدید یک رفلکس طبیعی در بدن است.در هنگام غلت زدن در خواب ، عضلات منقبض می شوند. این عمل باعث کشیدگی تاندونهای متصل به عضله می شود.در تاندونها ، گیرنده هایی وجود دارند که در هنگام کشیدگی ، پیام هایی به نخاع ارسال می نمایند.در این هنگام یک پیام به عضله رفته و باعث انقباض آن می شود.در این حالت فرد احساس گرفتگی دردناک می نماید. با کشش دادن به عضلاتی که معمولاً دچار گرفتگی می شوند، پیش از خواب ، می توان از بروز این حالت جلوگیری کرد.

بطور خلاصه: علل گرفتگی عضلانی

 -  سیگنالهای غیر طبیعی در اعصاب

 -  غلظت غیر طبیعی مواد معدنی در داخل یا خارج سلولها

 -  عرضه ناکافی اکسیژن

 -  منبع ناکافی اکسیژن

 -  صدمه به سلولهای عضلانی

 -  مقادیر غیر طبیعی هورمونها یا آنزیم هایی که در انقباض عضله دخالت دارند

 توصیه ‌های غذایی :

 بهترین توصیه ‌های غذایی مواد غذایی بر اساس ارزش تغذیه‌ای که دارند به چهار گروه عمده تقسیم می‌شوند که هر وعده غذایی حداقل باید سه گروه را در بر بگیرد:
- گروه نان و غلات که منبع انرژی هستند .
- گروه لبنیات که پروتئین و کلسیم آنها بسیار بوده و با هیچ گروه دیگری قابل مقایسه نیست (این گروه‌ حاوی ویتامین B2 هم هست). مصرف این گروه از مواد غذایی بسیار توصیه می‌شود، زیرا در صورت عدم دریافت کافی، دچار کمبود کلسیم و ویتامین B2 می‌شویم که عامل اصلی گرفتگی عضلانی شناخته شده‌اند؛
- گروه گوشت‌ و ماهی که حاوی پروتئین و آهن بوده و عدم مصرف‌شان سبب کمبود ویتامین B12 و کم‌خونی می‌شود؛
- و گروه چهارم که شامل میوه و سبزیجات است، هم موجب دریافت فیبر می‌شود و هم انواع ویتامین‌ها و املاح را به بدن می‌رساند.
دکتر کشاورز خاطرنشان می‌کند: «حال اگر این چهار گروه مواد غذایی را به اندازه استفاده نکنیم، یا کم یا زیاد مصرف کنیم، تعادل املاح و مواد معدنی موجود در خون و سلول‌های بدن به هم خورده و گرفتگی عضلانی پیش می‌آید، بنابراین اصلاح رژیم غذایی راه‌حل اصلی است.»
مکمل‌ ویتامین E دکتر کشاورز درباره لزوم مصرف مکمل‌های غذایی برای پیشگیری از گرفتگی عضلات می‌گوید: «اگر رژیم غذایی‌تان صحیح باشد، یعنی از همه گروه‌های غذایی که توصیه شد، مصرف کنید، دیگر نیازی به مصرف مکمل‌ها از جمله ویتامین E نیست.
اما در ورزشکاران، به دلیل اینکه شب قبل از مسابقه مواد نشاسته‌ای و قندی بیشتری مصرف می‌کنند که ذخایر گلیکوژن‌شان بالا برود، در حین مسابقه سوخت ناقص انجام می گردد و به دنبال آن مواد سمی در بدن تولید می‌شود و برای از بین بردن این مواد و خنثی کردن آنها ممکن است توصیه شود مکمل‌های غذایی حاوی ویتامین E، مصرف کنند.
فراموش نکنید که منابع غنی این ویتامین، انواع مغزها و روغن‌های گیاهی مثل روغن سویا، بادام، گردو، فندق، ذرت، دانه کتان و زیتون است.»

خلاصه این‌ که … مصرف چربی را کاهش دهید، زیرا رژیم غذایی چرب سبب کاهش جذب منیزیم و افزایش احتمالی دفع آن می‌شود.
مصرف قند را هم کم کنید، چون خوردن مواد غذایی شیرین بدن را وادار می‌کند تا منیزیم را جهت متابولیزه کردن مواد قندی مصرف کند و کمبود این ماده معدنی رخ دهد.

به عنوان توصیه آخر هم باید گفت که یا به کلی مصرف نوشابه‌های گازدار را قطع کنید یا مصرفشان را به حداقل برسانید، زیرا این نوشیدنی‌ها حاوی فسفات هستند و ذخایر کلسیم و منیزیم بدن را کاهش می‌دهند.

کرم های ضد آفتاب ....

کرم های ضد آفتاب می توانند پوست شما را در برابر آفتاب سوختگی محافظت کنند، اما به شرط آن که از آنها درست استفاده کنید...

پژوهشگران و کارشناسان انجمن سرطان پوست آمریکا به چند نکته مهم برای استفاده صحیح از این کرم ها اشاره کرده اند که توجه به آنها مفید و برای سلامت پوست سودمند است. این کارشناسان توصیه می کنند ضد آفتاب هایی را انتخاب کنید که SPF (میزان توانایی در کنترل اشعه ماورای بنفش خورشید) آنها حداقل ۱۵ باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  کرمهای ضد آفتاب بر اساس میزان توانایی آنها در جذب و دفع اشعه اشعه ماورای بنفش  UV درجه بندی میشوند که Sun Protection Factor یا SPF نام دارد. درجه SPF (مانند SPF15 یا SPF20) نشان دهنده این امر هستند که مصرف کننده آن قبل از اینکه دچار آفتاب سوختگی بشود، تا چه حد میتواند زیر نور آفتاب بماند.

برای نوزادان خود که حداقل ۶ ماه دارند از این کرم ها استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که نوزادان کمتر از ۶ ماه نباید در معرض نور خورشید قرار بگیرند. مطمئن شوید که ضد آفتاب انتخابی شما حتما هم در برابر تشعشعات UVA و هم UVB خورشید از پوستتان محافظت کند.

هربار حدود ۲۸ گرم از ضد آفتاب را استفاده کنید به طوری که تمام پوست بدنتان را که در معرض نور خورشید است به خوبی پوشش دهد. ۳۰ دقیقه قبل از خارج شدن از منزل ضد آفتاب را استفاده کرده و هر دو ساعت یک بار آن را تجدید کنید. پس از شنا یا تعریق یا شستن دست و صورت دوباره از ضدآفتاب استفاده کنید.
مراقب باشید که چه مدت زمان در معرض نور خورشید قرار گرفته اید چون پوست شما نباید در اثر تماس با نور خورشید قرمز رنگ شود، این تغییر رنگ به پوست آسیب می رساند و نشانه خوبی نیست.
 
 

نکات مهم در انتخاب کرم ضدآفتاب  

نورخورشید از ۳ جزء تشکیل شده است: اشعه مادون قرمز، اشعه ماوراءبنفش و نور قابل رویت که در این میان اشعه ماوراءبنفش که از دو اشعه UVA و UVB تشکیل شده، بسیار مضر و آسیب رسان است.

بهترین و مناسب ترین راه حل برای جلوگیری از تابش اشعه ماوراءبنفش خورشید، مالیدن روزانه کرم ضدآفتاب است، هرچند که لباس های آستین دار، کلاه لبه پهن و عینک آفتابی نیز مانع رسیدن نور خورشید به پوست می شود.استفاده از یک ضد آفتاب مناسب، علاوه بر اینکه از آثار مخرب ماوراءبنفش بر روی پوست می کاهد، از بروز عوارضی نظیر آفتاب سوختگی، قرمزی، تیره شدن و لکه های پوستی و نهایتاً پیری زود رس پیشگیری می کند.

در خرید کرم های ضد آفتاب، نکته ضروری میزان SPF است. SPF عیار حفاظتی پوست در برابر تابش ماوراءبنفش است که حداقل عدد آن ۱۵ و حداکثر آن ۳۰ است که تجویز آن بسته به نوع پوست و شرایط زندگی افراد متفاوت است.اما مناسب ترین کرم ضد آفتاب در تابستان SPF معادل ۳۰ دارد.

ضد آفتاب های با SPF کمتر از ۳۰ را معمولاً در زمستان یا مکان های سرپوشیده به کار می برند. در هنگام خرید ضد آفتاب به اطلاعات عمومی دیگران اکتفا نکنید.نوعی را انتخاب کنید که ضد تعریق و ضد شست وشو باشد. اگر پوستتان چرب و دارای جوش های آکنه است حتماً از نوع فاقد چربی (oil free) آن استفاده کنید.

در مدت زمان استفاده، هر ۳ ساعت یک بار آن را تجدید نمایید و حتماً قبل از آرایش، آن را بر روی پوستتان بمالید.از آنجا که اثرات مخرب نور آفتاب بر همه سنین ثابت شده است، به فرزند و همسرتان نیز طریقه صحیح استفاده از کرم ضد آفتاب را بیاموزید.

البته، توجه داشته باشید که کرم مناسب با پوست کودکان و آقایان متفاوت از کرمی است که شما استفاده می کنید پس، از تجویز خودسرانه آن بپرهیزید.

به یاد داشته باشید که درجه SPF مانند ( SPF15) یا (SPF20)  نشان دهنده این امر هستند که مصرف کننده آن قبل از اینکه دچار آفتاب سوختگی بشود، تا چه حد میتواند زیر نور آفتاب بماند. و بهترین کرم ضدآفتاب، آن است که برای نوع پوست شما ایمنی کافی به وجود بیاورد.

قابل توجه دوستان گروه Edit (آناتومي)


 دكتر پيغمبري گفتن ويرايش جزوه بافت نرم حتي الامكان از كتاب آناتومي سر و

گردن دكتر حجازي انجام بشه.اگه خيلي تلاش كرديد و نتونستيد اين كتابو پيدا

كنيد(كه اين موضوع خيلي بعيد به نظر مي رسه) مي تونيد از يه منبع ديگه استفاده

كنيد....

دست همتون به خاطر edit جزوه درد نكنه،خسته هم نباشيد....

مراحل تکوین جوجه از تخم مرغ

تصاویر مراحل تکوین جوجه از تخم مرغ

ادامه نوشته

نوزادی که خونش صورتی رنگ است!!!

پزشکان محقق متعجب اند پزشکان بیمارستانی در چین اعلام کردند که نوزادی در این بیمارستان متولد شده است که خون آن به رنگ صورتی است

 

خون این نوزاد دختر که در بیمارستان کودکان "هوبی" تحت مراقبت است به جای رنگ قرمز به رنگ صورتی است. پزشکان پس از انجام اولین آزمایشات در هفتمین روز زندگی این نوزاد اعلام کردند که باوجود برخورداری از خون صورتی کاملا سالم است اما پس از گذشت 20 روز از تولد، علائم بیماری جسمی در این نوزاد بروز یافت. این علائم شامل افزایش چربی خون و هموگلوبین بود.

 

پس از انتقال به بیمارستان "هوبی" در این نوزاد دختر بیماریهای "هایپرلیپیدمیا" با علائم بیماری "هپاتوسپلنومگالی"، عفونت ریوی و کم خونی تشخیص داده شد.

براساس گزارش چاینا دیلی، این نوزاد چینی درحال حاضر 40 روز از زندگی خود را پشت سر گذاشته است.