خلاصه­ای از داستان عقل سرخ:
  عقل سرخ حكایت یكی از سفرهای معنوی سهروردی می­باشد كه از زبان پرندگان بیان شده است. سهروردی در این داستان نفس خود را به «بازی» تشبیه كرده است كه در دام صیادان گرفتار شده است و پر و بال و چشمان او بسته است و او پیوسته در آرزوی پرواز و پركشیدن به آسمان­هاست تا این­كه یك روز نگهبانان را از خود غافل می­یابد و لنگان ­لنگان با پر و بال بسته رو به سوی صحرا می­نهد. در آن­جا شخصی را می­­بیند كه رنگِ ریش و رخسار او سرخ بود، «باز» می­پندارد كه آن شخص جوان است. خود آن شخص می­گوید: «من اولین فرزند آفرینش هستم و ریش و موی من سپید است؛ ولی آن كسی كه تو را در دام، اسیر گردانید، مرا در چاه سیاه انداخته است و این رنگ سرخ من، از آن است؛ زیرا هر سپیدی كه نور به او برسد، چون با سیاه آمیخته شود، سرخ می­نماید.
  سپس آن پیر، «باز» را از مقام خود با خبر می­كند كه آشیان اصلی «باز» در آن­جاست و بعد از آن پیر، عجائبی را كه در جهان دیده است بر می­شمارد. آن عجایب عبارتند از:
1- كوهِ قاف كه همان جایگاه پیر و آشیان اصلی باز است.
2- گوهر شب­افروز
3- درخت طوبا
4- دوازده كارگاه
5- زرهِ داوودی
6- تیغ بَلارَك
7- چشمه زندگانی.
 
تأویل رمزهای این داستان: كوه قاف رمز عالم بالاست. گوهر شب­افروز رمز ماه است و درخت طوبی رمز خورشید، دوازده كارگاه رمز دوازده بُرج فلكی­اند. زره داوودی رمز تن انسان است، تیغ بلارك رمز مرگ است و چشمۀ زندگانی رمز عالم زندگی جاودان، مزرعه رمز كرۀ زمین و ناكجاآباد، رمزِ شهرِ فرشتگان یا نفس­ها و عقل­هاست. صحرا كنایه از عالم مثال و چاه سیاه رمز عالم خاكی و مادی می­باشد. «باز» همان نفس یا روح انسانی است و دو چشم «باز»، اشاره به عقل نظری و عقل عملی دارد. مقصود از نگهبانان حواس ظاهری و حواس باطنی انسان می­باشد.
 
هدف سهروردی از طرح این داستان: سهروردی خود این داستان­ها را تصویرگر تعالیم فلسفۀ اشراقی می­داند و شاگردان را تشویق به مطالعه آنها می­كند تا در درون خود به آن تجربه­ها برسند.
  باورهائی كه مضامین این داستان را تشكیل می­دهند؛ عبارتند از:
الف) اعتقاد به دو بعدی بودن انسان و هبوط روح از عالم روحانی به جهان جسمانی
ب) اشتیاق روح به پیوستن به اصل خود در عالم بالا و حبس او در زندان تن و غربت او در این جهان
ج) شواغل حسّی و تعلّقات جسمانی
د) ریاضت كشیدن و حكمت ورزیدن برای رفع این موانع و رسیدن به مرگ اراد
ه) ادراك بی­واسطه لذت­های روحانی و معارف قدسی پس از رهائی از حواس ظاهری و گشوده شدن چشم باطن
و) سیر در مراتب وجودی و مقامات عرفانی به مدد راهنمائی فرشته یا پیر.